تبليغاتX
قهوه تلخ -


















قهوه تلخ

زياد به رنگ سبز دلنبندچون اگه رنگ سبز يك نگاه باشه يكروز آنقدر بيرنگ ميشه كه مجبور به فراموش کردنشی

 

ساعت نزديك 4 صبحه ، نه بگذار دقيق بگم : 3:58:32 نيمه شب سه شنبه 19 خرداد سال 1388 .

چند شب ِدوباره بي خواب شدم .علتش رو نمي دونم ...نمي تونم بخوابم .چشمامو ميبندم اما ... اما آرامش ندارم ، يهوچشمامو باز مي كنم و ميبينم فقط عقربه هاي ساعت و ثانيه شمار به اندازه يك صدم ثانيه جلو رفته و دوباره سردرگم از اين پهلو به اون پهلو ميشم و ... بعضي وقتها هم حس مي كنم بالش زير سرم خيس شده و من مي فهمم باز چند قطره اشك ريختم !!!

چشمام پر از خوابن ... اما كو اون شبهاي پر از آرامش ؟؟!!؟؟

تسبيح ياسي رنگمو بر ميدارم و شروع ميكنم زير لب با خدا حرف ميزنم ... همون ذكرهميشگي و چشمامو ميبندم . اسم خدا بهم آرامش ِ خاصي ميده اما باز خوابم نميبره !!!

صداي اذان هم بلند شد و من هنوز بيدارم .

 

+نوشته شده در سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت4:20توسط گلناز | |