|
كاش ميشد فقط چند ثانيه چشمامو مي بستم و مي تونستم فراموش كنم همه چيزو ... تلخ و شيرين ، زشت و زيبا ، خوب و بد ، راست و دورغ ... يك كلام ... همه چيز رو ! حتي خودمو . كاش ميشد و مي تونستم همه ي خاطراتمو فراموش كنم و دوباره از اول شروع كنم ، شايد يه شروع بهتر !!! ذهن ِ خستم ديگه گنجايش ِ هيچي نداره . ديگه ظرفيت پذيرفتن هيچ دردي رو ندارم ، روحم خسته است و نياز به پرواز داره و من نميدونم با اين روح خسته و به انزوا كشيده شده چه كنم !؟!؟ از اين روزگار و آدمهاش متنفرم ... از لحظه به لحظه زندگيم ، از هر ثانيه و ساعتش متنفرم ... از اين روزها بيزارم ... از اين روزهايي كه پر از تنهايي هستن و من ِ خسته ديگه نميتونم باهاش مبارزه كنم! انگار هميشه زندگي من بايد با بقيه فرق داشته باشه ... اما من دليلشو نميدونم چيه ... هر چي بيشتر ميگردم ، كمتر به نتيجه ميرسم ... اين روزها هم كه اصلا به نتيجه نميرسم !!! اما كاش واقعا مي تونستم توي يك لحظه همه چيز رو فراموش كنم ... خسته ام .... خيلي خسته ام !!! توي يك چشم به هم زدن ... كاش ميشد کل زندگیو فراموش كرد . کاش میشد ... کاش ... کاش ... ک ا ش ...
|
About![]()
شيشه پنجره را باران شست Archivesآبان 1388مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 Links
اگر دل دلیل است
بكارت موهوم |