|
وقتي حتي م ا د ر ت هم به درد و دلت گوش نميده ... وقتي هر چي ميگي انگار اصلا تو رو نميبينه چه برسه به اينكه بخواد به حرفهات گووووش كنه ... از ديگران چه توقعي داري گلي؟ از غريبه ها چه توقعي داري ... گلي بسه ساده دلي ، بسه ، سنگ باش و محكم و غير فابل نفوذ ... راه درازي در پيش داري و ميبيني كه همه رفتن و تنها موندي ... حتي نزديك ترين نزديك ترينشون . بي ربطه ... اما دارم به 16 آذز فكر ميكنم ... روزي كه ميدونم واسه كسي مهم نيست اما واسه خودم خيلي مهمه ... هيچوقت تا حالا روز تولدم هيچ اتفاق خوب و غافلگير كننده اي برام نيفتاده ... شايد امسال افتاد اما نمي افته ... مگه چه فرقي داره با بقيه روزها واسه ديگران جز اينكه فقط واسه خودم مهمه ... نه هيچكس ديگه ايي ... بُريدم ... كم آوردم ... خسته ام از اين بي ك َ سي ... به كجا پناه ببرم ؟ خدا فقط تويي ... فقط تورو دارم ... چه گناهي كردم كه بايد توي اين سكوت ... توي اين تنهايي ... توي اين ساعتهاي يخ زده بپوسم ... تنفر ....
خاطرم نيست تو از باراني ؟ يا كه از نسيم ؟ هر چه هستي ، گذرا نيست هوايت ... بويت ... فقط آهسته بگو ... با دلم مي ماني .
در زندگی زخم هایی هست که ... هست ... اتکارشان هم که بکنی ، باران که می بارد ، جایشان می سوزد ... به همین سادگی ... به همین تلخی ... گفته بودی فردا پشت این پنجره ها غنچه ایی می روید ... و کسی می آید ! روشنی میارد ... ! دیرگاه است که من پشت این پنجره ها منتظرم ولی اینجا حتی ... ردپایی هم نیست ... ! تنهایم ... تنهای تنهایم ...
چرا فقط حرفشو میزنی ... تو رو به جان عزیزترینت یکمی هم عمل کن به حرفات ! بسه این همه شعار ... بسه این همه ابراز عشق ... بهم ثابت کن بگذار بفهمم من واقعا توی زندگی تو اولویتی هم دارم !!! خواهش میکنم ... بگذار بفهمم ... تا این همه سرخورده و مایوس نباشم ... تا پشیمون نباشم از کردارم ... مخاطب خاص داره ؟ ... آره ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه
شاید باید با قطار قبلی میامدم . من همیشه کمی فقط کمی دیر رسیدم به فاصله ی غروب کردن خورشید !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ۸۸/۸/۸ شاید میتونست روز زیبایی باشه برای من ... یکروز بیادماندنی ... نشد ...اما باز هم زیباست ... حالا باید بمونم منتظر ... ۹/۹/۹۹ ... تا شاید ... شاید ... تا ۱۰ سال دیگه ؟ اصلا من زنده ام !؟!؟کی میدونه ؟ هر دو تار می تنند... یکی به دور خود... یکی به دور دیگری...
قاصدكها را آفريد ... تا من و تو جرات كنيم و آرزوهامون رو بلندتر بگيم . تا اعتماد كنيم ... منم آرزو میکنم ... آرزو میکنم واسه ی برآورده شدن آرزوهایم ...!!!
دقایقی بود در زندگانیم که هوس می کردم سر سنگینم را که پر از دغدغه ی دیروز بود و هراس فردا بر شانه های صبورت بگذارم ، آرام برایت بگویم و بگریم ، در آن لحظات شانه های تو کجا بود ؟ پ.ن : مخاطب خاص ..." ک"
|
About![]()
شيشه پنجره را باران شست Archivesآذر 1388آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 Links
اگر دل دلیل است
بكارت موهوم |