|
تاریکی هیچیو عوض نمی کنه فقط آدم رو کور می کنه !!! این روزها خیلی با خودم درگیرم ...
شب من بارانی است ... کاش باران مال من بود و می توانستم تیرگی گاه گاه قلبم را فرو شویم . قطرات خیال انگیزش به قلبم آرامش می دهد . کاش باران مال من بود ... کاش ...
درست تو همون لحظه ایی که نیاز داری یکی پیشت باشه تا احساس خلا نکنی می بینی که هیچکس نیست و اون موقع است که باز ویروون می شی و می بینی که چقدرررررررر تنهایی !!! حتی بیشتر از قبل !!!!! افسوس ... پرواز من اوج گرفتن در آسمان چشمان توست ! پلک که می زنی به آخر می رسم !
VALENTINE If there were no words no way to speak I would still hear you If there were no tears No way to feal inside, I still feel for you & even if the sun refuse to shine Even if romance run out of my life You would still have my heart Until the end of time You're all , I need , my LOVE , my VALENTINE All of my life , I've been waiting for all you give to me Learn to my eyes , & show me how to love , unselfishly I've dreamed this thousand times before In my dreams I could it learn you more I will give you my heart , until the end of my time You're all , I need , my LOVE , my VALENTINE Happy Valentine Day
درد گنگ نمي دانم چه مي خواهم بگويم زبانم در دهان باز بسته است در تنگ قفس باز است و افسوس كه بال مرغ آوازم شكسته است نمي دانم چه مي خواهم بگويم غمي در استخوانم مي گدازد خيال ناشناسي آشنا رنگ گهي ميسوزدم گه مينوازد پريشان سايه اي آشفته آهنگ ز غزم مي تراود گيج و گمراه چو روح خواب گردي مات و مدهوش كه بي سامان به ره افتد شبانگاه درون سينه ام درديست خونبار كه همچو گريه ميگيرد گلويم غمي آشفته ... دردي گريه آلود ... نمي دانم چه مي خواهم بگويم !!! سايه
پرنده همه عمر بر ندارم سر از اين خمار مستي كه هنوز من نبودم كه تو در دلم نشستي تو ، نه مثل آفتابي كه حضور و غيبت افتد دگران روند و آيند و تو همچنان كه هستي سعدي
خداوندا ... کفر نمی گویم! پریشانم ، چه می خواهی از جانم ؟!؟! مرا بی آنکه خود خواهم ، اسیر زندگی کردی ! خداوندا تو مسولی ... خداوندا تو می دانی که انسان بودن ، ماندن در این دنیا چه مشکل است . چه رنجی می کشد آن کس که انسان است از احساس سرشار ... "دکتر علی شریعتی"
...و خدا زن را از پهلوي چپ مرد آفريد
امشب تمام حوصله ام را در یک کلام کوچک در ( تو ) خلاصه کردم ای کاش می شد یک بار تنهاهمین یک بار تکرار می شدی . تکرار ..... زنده یاد قیصر امین پور
زندگی چیزی بیش تر از یه شوخی ابلهانه نیس نه اون قدر جدی بگیرش که بهت سخت بگذره نه اون قدر بهش بخند که ازش غافل بشی !
بودن یا نبودن ... مسئله اینست ... !!!!!!!
حذف شد !!!
تو که دستت به نوشتن آشناست دلت از جنش دل خسته ی ماست دل دریا رو نوشتی ... همه دنیا رو نوشتی دل ما رو بنویس ... تو که دستت به نوشتن آشناست دلت از جنس دل خسته ی ماست دل دریا رو نوشتی ... همه دنیا رو نوشتی دل ما رو بنویس ... بنویس هر چه که ما رو به سر اومد بد قصه هام گدشت و بدتر اومد بگو از ما که به زندگی دچاریم لحظه ها رو می کشیم ، نمی شماریم بنویس از ما که در حال فراریم توی این پاییز بد ، فکر بهاریم !
خدایا ...
تا به حال نوشته بودم؟ به همین سادگی !
|
About![]()
شيشه پنجره را باران شست Archivesآذر 1388آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 Links
اگر دل دلیل است
بكارت موهوم |